2777
2789
عنوان

شهر کتاب(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 148246 بازدید | 2291 پست
سلام به اهالی شهر کتاب 2. من خواننده خاموشتونم از خیلی وقت پیش :) مسیحا جان برای وبلاگت مشکلی پیش اومده آیا یا من نمی تونم بازش کنم. به محض اینکه صفحت باز میشه در کمتر از 10 ثانیه ترنسفر میشه به یه سایت خارجی!! نمی دونم بقیه همچین مشکلی دارن یا نه؟ خوشحال میشم پاسخ بدی.
دخترم... میدونستی که نموندی دلمو خیلی سوزوندی چشات رو ازم گرفتی منو تا گریه رسوندی میدونستی که چشامی همه ارزوهامی میدونستی که همیشه تو تموم لحظه هامی...
سلاممممممممممم

مامان سمی جان به عنوان کوچکترین عضو جمع بابت مطلب زیباتون تشکر میکنم.

کاش شما هم خودتون رو معرفی میکردید...من اینجا فقط مسیحا و سارا رو میشناسم.

از اونجایی که کم میام نی نی سایت بد نمی بینم خودم رو معرفی کنم برای دوستان جدیدی که قدیمی اند اما من افتخار اشنایی باهاشون نداشتم...اگر کسی پسندید این اشنایی رو خوشحال میشم کمی بیشتر از اسم مستعار با هم اشنا بشیم.

فافا...23 ساله...تازه فارغ التحصیل مهندسی برق....در حال مطالعه و اماده سازی برای کنکور ارشد! مجرد...

از نی نی سایت فقط میام شهر کتاب و بقیه سایت رو شاید ماهی یک بار بخونم و اهی از عمق وجود بکشم!!

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

مسیحا جان با جانگولک بازی موفق شدم مطلبت رو بخونم. در همان کسری از ثانیه کپی کردم و توی ورد پیست کردم ( معلومه چقدر نوشته هاتو دوست دارم دیگه ) خیلی جالب بود و جالبتر از اون ترسیم فضا بود. انگار اونجا بودم که با چادر زیر بارون می دویدی.
دخترم... میدونستی که نموندی دلمو خیلی سوزوندی چشات رو ازم گرفتی منو تا گریه رسوندی میدونستی که چشامی همه ارزوهامی میدونستی که همیشه تو تموم لحظه هامی...
من توی خاموشی خیلی از حرفهاتو خوندم و قصه ی غصتو....
دخترم... میدونستی که نموندی دلمو خیلی سوزوندی چشات رو ازم گرفتی منو تا گریه رسوندی میدونستی که چشامی همه ارزوهامی میدونستی که همیشه تو تموم لحظه هامی...
شرمنده فافا جان. مجبور شدم برم اونموقع ،سعادت نشد باهات حرف بزنم. بله عزیزم منظورم همونه.
دخترم... میدونستی که نموندی دلمو خیلی سوزوندی چشات رو ازم گرفتی منو تا گریه رسوندی میدونستی که چشامی همه ارزوهامی میدونستی که همیشه تو تموم لحظه هامی...
مسیحا جون من نتونستم وبلاگت رو باز کنم.اما باغ آیینه باز میشه.برای قرار هم خیلی دلم میخواد اما مهرو را جایی نمیتونم بذارم.هروقت با نی نی ها قرار گذاشتین منم میتونم بیام خبرم کن.ممنون.


مامان سمی خوش اومدی.البته منم خودم تازه واردم.منم دوست دارم بیشتر با بچه هاآشنا بشم.



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز