2777
2789
عنوان

درد دل دارم....☺

| مشاهده متن کامل بحث + 545 بازدید | 59 پست

بعد یک سال که رفتم بخاری بخرم ...رفتم تو ی آکواریوم فروشی و دیدم بعله همون آقاست...وقتی منو دید فکش افتاده بود ....اما من دیگه بزرگ و مغرور شده بودم و اون بحران و تا حدود زیادی رد کرده بودم....

خلاصه این ارتباط بطور دوست معمولی دنبال میشد و من مدام میپیچوندمش و اذیتش میکردم و میخواستم انگار تلافی کنم.....زد و بعد ی سال دیگه...اون دختره رفت خارج و ...😁😁😁😎😎😎😎😎😍😆😆😆😆😆😆😆😆دلم کلی خنک شد ....و ی هفته اساسی دنبال من بود ...اما ع ن خانم برگشت و دوباره من که تو نبودش کلا قرار نذاشته بودم ب روی مبارک نیاوردم....روز ب روز چهره ام عوض میشد و روز ب روز دیگه خواستگار و پسرای متفاوت و خیلی پولدار پینهاد ازدواج میدادن...چون دانشگاهم هم شمال بود خودش کمک کننده بود

سرتون و درد نیارم...چ حالی میده تلافی یعنی پدر این بنده خدا رو درآوردم و ....اون کلا دختر رو پیچوند و زنگ میزد خونمون گریه و زاری ...اون ۳۶سالش بود من ۲۰

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

خلاصه ک بعد کلی بالا و پایین ...

و ۳ماه دیگه که کلا جوابش و ندادم و از حرص گفتم میخوام شوهر کنم😅😂جوابش و دادم و...

خلاصه بخوام بگم فابریک شدیم....وای چ کیفی داشت ...ماشینش همیشه بوی خوووووب میداد...عطراش و تیپ و قیافه و وضعمالی خوب خانواده اش ب کنار ....خوش مشربی و با کلاس بودن و جنتل من بودنش ی طرف دیگر....چ روزای خوبی....تا کلاس زبانم منو پیاده میبرد و کلی منت میکشید ...

با عرض معذرت مجدد...

خلاصه ی روز صبح مامانم گفت بیا بریم باغ سپه سالار کفش بخریم و ی کم بگردیم ...رفتم ی کیف fendi و کفش پاشنه بلند  خیلییی خوشگل خریدم...و با ی مانتوی کوتاهه سرخابی ...

سر شب بود که بهم زنگ زد و گفت امشب کلی مهمون داریم...پاشو بیا خونمون....میخوام به خانواده ام معرفیت کنم...☺😲😲😲😲منو میگی...کُپ کرده بودم...

با هزار خواهش از مادرم اجازه گرفتم و رفتم ی آژانس گرفتم...تو راه ی جعبه شکلات خریدم و تا رسیدم شد ۱۱شب😖😖اونا سبک زندگیشون با ما خیلی فرق داشت و براشون ساعت معنا نداشت ...دیدم نور و کم کردن و موزیک زیاد ....بزن و برقص و خواهراش هم حسابی با من گرم گرفتن و مادرش هم ک زن با جذبه ای بود حسابی. ازم استقبال کرد....دیگه علنی شده بودم ...خیلی خوشحال بودم.......تا برگشتم خونه شد ساعت ۲شب و مامانم حسابی منو ترکوند و خلاصه ۱سال با هم دوست بودیم و و تو همه ی مهمونی هاشون میرفتم و میومدم....سر سال عقد کردیم و ۲ سال عقد بودیم و ازدواج کردیم....خیلی خوبیم...

الان میام ...پسرم میگرید😖😖😖

خخخخ عه چ الکی الکی باهاش ازدواج کردی خدا شانس بده 😆😆😆😆شوخی میکنم خوشبخت باشی 

خدایا تا پاکم نکردی... خاکم نکن..😔😔😔باردار نیستم تیکر رسیدن ب خواسته هامه البته امیدوارم همینطور بشه 😍😍برام دعا کنید اونی ک میخوام بشه الهی فداتون بشم ❤❤
خخخخ عه چ الکی الکی باهاش ازدواج کردی خدا شانس بده 😆😆😆😆شوخی میکنم خوشبخت باشی 

😂دیگه مابین و مشکلاتش و نگفتم میخوام حالا بعدازظهر از بعد ازدواج بگم...الان شدید خوابم میاد

😂دیگه مابین و مشکلاتش و نگفتم میخوام حالا بعدازظهر از بعد ازدواج بگم...الان شدید خوابم میاد

خخخخ دیونه برو بخواب اومدی لایکم کن

خدایا تا پاکم نکردی... خاکم نکن..😔😔😔باردار نیستم تیکر رسیدن ب خواسته هامه البته امیدوارم همینطور بشه 😍😍برام دعا کنید اونی ک میخوام بشه الهی فداتون بشم ❤❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108