من نسیت ب نامزدم حس خاصی ندارم با اینکه خوب و مهربون و دست دلباز و از نظر رفتاری و اخلاقی عالیه
اما اوضاع مالیش اصلا ب دلم نیست شایدوقتی که قبول کردمش رو جنمش حساب کردم که جایی که کم بیاره بیشتر تلاش میکنه
اما الان تا کم میاره ب فکر کار کردن جای دوم نیس میخواد ی چی بفروشه.بهش گفتم رو اسنپ کار کنه میگه باسه اما بعد بهونه میاره
تا الان خودم خیلی جاها کمکش کردم تا بتونه ی تیکه طلا بخره
الانم بهش گفتم هر بار سکه سوتی بخر بزار کنار تا جمع بشه تا بتونی بعدا ی تیکه طلا بخری. ی مقدار جمع کردیم همونم بیشترش من خریدم گذاشتم کنار حالا پول کم اورده میخواد بفروشه
وقتی میبینم از پسش بر نمیاد با اینکه من اصلا خرج و مخارجمو ب عهده اش نذاستم ازش دلسرد میشم.وقتی میبینم الان که هنوز زندگی شروع نشده وا داده واقعا رغبتی بهش ندارم
البته اوضاع اقتصادی رو درک میکنم اما خیلیا دارن تو همین اوضاع زندگی میکنن و خوب اداره میکنن.اصلا حس نمیکنم مرد رابطه اونه یا کنارش حس امنیت مالی ندارم