من یادمه سال اول ازدواجم شوهرم بیکار شد هیچی پول نداشتیم توخونه واقعا. فقط ۴هزارپونصد داشتم رفتم چندتاکیک خامه ای خریدم با فندک آشپزخونه جای شمع آوردم فوت کرد کلی هم خندیدیم کیف کردیم اونموقع ها چقدر دلمون شاد بود هعععیییی.
هیچوقت ازذهنش پاک نمیشه ازهمه مراسمآی شیکمون بیشتر این یادشه