مادر ارغوان در واقع برای بدبخت کردن امیر نقشه کشیده. میخواد فرارهای مالیاتی شرکتشو بندازه رو دوش امیر که بگیرن و زندانیش کنن.
حالا چرا میخواد اینکارو بکنه؟
چون وقتی جوون بودن، این خانم با مالک نامزد بوده. مرضیه هم دوست صمیمیش بوده. ولی شب عروسیش با مالک، مالکو بخاطر کارهای انقلابیش دستگیر میکنن و عروسی بهم میخوره.
این خانم هم میره با یه مرد دیگه ازدواج میکنه. به اسم نادر.
ازون ور هم انقلاب میشه و مالک برمیگرده و با مرضیه ازدواج میکنه.
نادر و فرزانه باهم خوشبخت بودن. تا اینکه مالک و دوستاش میان که نادرو دستگیر کنن.بخاطر قاچاق. توی خونه تیراندازی میشه و خونه آتیش میگیره. فرزانه فقط صورتش میسوزه. ولی خواهر و شوهر خواهرشم که خونه اونا بودن، میسوزن و میمیرن. ظاهرا بچه فرزانه هم که یه پسر ۶ ساله است، میسوزه.
در نهایت نادر هم کشته میشه.
بخاطر همین فرزانه میخواد از مالک انتقام بگیره.
در زمان قدیم دختر مالک و مرضیه رو که چندماهه بود رو میدزده و اسمسو میزاره ارغوان و خودش بزرگش میکنه.
ولی باز دلش خنک نشده. و تو زمان حال هم واسه پسر مالک و مرضیه هم نقشه کشیده.