یعنی امشب قشنگگگ جلو خانواده سربلند شدم,تو فصل اول همون اویل قبلی که هاتف بمیره همون شب تو ماشینش امیر به یکی زنگ زد گفت این کجا بود منو فرستادینو,دختره رسما عاشقم شده و این حرفا,من اونجا گفتم این اطلاعاتیه کسی باور نکرد
چرا فرزانه لج شده بچه ها من فصل های اول و دوم ندیدم اصلا میشه کوتاه بگید
اولش فرزانه ومالگ قراربود ازدواج کنن یه مرده به اسم نادر اومد مالک رو لوداد که انقلابیه مالک روتبعیدکردن خودش باافسانه ازدواج کرد مالک هم با دوست افسانه که همون مرضیه است ازدواج کرد بعد شوهرافسانه ادم خلافکاری بود موادفروش بود کشتنش افسانه هم مالک رو مقصرهمه این اتفاقها میدونع
زن باشی یا مرد فرقی نمیکند مرگ تمامت میکند انسان باش تاجاودانه شوی😍😍😍😍