2777
2789
عنوان

جاری

1282 بازدید | 55 پست

سلام دوستان راستش من اول که ازدواج کردم جاریمو خیلی دوست داشتم اونم بهم گفت برام مثل خواهر میمونی اولشم باهام خوب بود اما از راحت بودن زیادش با شوهرم اصلا خوشم نمیومد اونا با هم خیلی راحت بودن و شوخی میکردن و بهم دست میذاشتن و شوهرم مستقیم تو چشماش نگاه میکرد و میخندید. تو دلم یه طوری میشدم حتی از مادرشوهرم فهمیدم قبلا جاریم ابروها شوهرمو  اون برادرشوهرمو برمیداشته یه بارم تو ماشین بودیم اول عقدمون جاریم تو ماشین حالش بد شد شوهرم دستشو گذاشت سر شونه هاش ماساژش داد.

شوهرم چشم پاکه اما انقدر ناراحت بودم که در این مورد باهاش حرف زدم و اونم سنگین تر برخورد کرد. 

اما با جاریم که حرف زدم و کلی خواهرانه گفتم میدونم منظوری ندارین ولی من حساس میشم چون شوهرمو دوست دارم تازه بدتر کرد. 

الانم با جاریم بیشتر وقتا قهریم نمیریم و بیایم اینطوری راحت تریم. اما اگه یه جایی تو یه مراسمی ببینمش عذا میگیرم

وقتی هم پشت سرش حرفی بزنم شوهرم حرفی نمیزنه. 8 سال قبل من تو خونوادشون بوده. 

تو رو خدا راهنماییم کنید چیکار کنم؟

خدایا آرامشی عطا کن به خودم و همه. و باز هم شکرت

بی شعوره😁جدی میگم

‌شعور نداره

👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اصلن نبايد پشت سرش خوف بزني

خودت ميگي ٨ سال قبل تو بوده

البته حاريتم مقصره

خودم تا قبل از اينكه برادر شوهر مجردم ازدواج كنه خيلي باهاش صميمي بودم

ولي وقتي عقد كرد كم كم رسمي تر برخورد كردم باهاش

ولي شما بايد با سياست تر رفتار ميكردي

الانم انقدر خساس نباش و شوهرتو حساستر نكن

توى اين مملكت  بخل و حسادت و تنگ نظرى  شغل دوم اكثر مردمه...!عزت اله انتظامى /ديالوگ ماندگار /خانه اى روى آب

یکی ازدوستای دبیرستانمم همین مشکل شمار و داشت وخیلی غصه میخورد ا ازاین ج بابت

واژه ترشیده مال دورانیه که زن هاهنری بجزشوهرکردن نداشتن برای زن توانمندامروزی ازدواج صرفایک گزینه است نه تنهاهدف زندگی 

 جاریت از شوهرتم بزرگتره؟

شاید داری سخت میگیریا 

شاید مثل خواهر خودشه بالاخره ۸ سال که زن داداشش شوهرته

فک‌میکنی منظور داره؟ خوب اگه منظور دار بود که یا زندگی اون مشکل دار میشد یا باهم خوب نمیموندن

دیگه حکم خواهر برادر دارن

یادم تورو فراموش..

اگه کلا البته خانوادشون بازن و راحت با همه دست میدنا

نکه با همه اینجوری نباشن فقط شوهرت و جاریت صمیمیت اینجوری داشته باشن

با اون یکی برادر شوهرتم همینه؟

خانواده جاریتم اعتقادی به محرم نامحرم ندارن؟

خانواده شوهرت چی؟

خودت با بردار شوهرت صمیمی؟

اگه همشون مدل خانوادگیشونه نباید مقصر بدونیشون

یادم تورو فراموش..
جاریت از شوهرتم بزرگتره؟ شاید داری سخت میگیریا  شاید مثل خواهر خودشه بالاخره ۸ سال که ز ...

شوهرم همینو میگه. میگه مثل خواهرم میمونه خیلی باهم صمیمی بودن. اره 6 سال از شوهرم بزرگتره و 2 تا بچه داره

خدایا آرامشی عطا کن به خودم و همه. و باز هم شکرت

به شوهرت گفتی‌کافی بود کم کم با رفتارش جاریتم متوجه میکرد که اوضاع عوض‌شده لازم نبود به جاریتم بگی‌ 

خواهرانه چیه  به هرکی‌به خواهر واقعیتم میگفتی‌بهش برمیخورد دیگه چه انتظاری داشتی 

جراحت جایی است که روشنایی وارد میشود               مولوی
اتفاقا همون رفتار اول رو که دیدی  باید شدیدا برخورد میکردی یا رومی روم یا زنگی  زنگ .تا اخ ...

من اون موقع اصلا قدرت عمل نداشتم هر چی میدیدم تو خودم مذاشتم جاریمم وقتی باهاش حرف زدم رفت به همه گفت من املم مادرشوهرمم گفت تو با این که دانشجویی ولی املی. 

خدایا آرامشی عطا کن به خودم و همه. و باز هم شکرت

جاری بزرگه منم دست میداده با برادرا و خیلی خودمونی و خوش خنده 

عروس بعدی من بودم عکس العملی نداشتم چون دوسش داشتم و شوهرم حد رو رعایت میکرد خیلی 

جاری آخری دعوایی به پا کرد بیا ببین برا دست دادن اینا 


من از اول دست ندادم و سرسنگین و خیلی خیلی رسمی بودم شوهرم اصرار داشت باید دست بدی بی احترامیه 

قبول نکردم راحت 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز