2777
2789

دوستان این ماجرارو براتون تعریف میکنم تا هواستون جمع باشه و اشتباه منو تکرار نکنین😕

.

.

چندروز پیش خونه مادرشوهرم بود حرف دندون درد افتاد بهش گفتم دندونای عقلم کج دراومده خیلی اذیتم میکنن😥

بهش گفتم میترسم برم جراحی چون شنیدم خییییلی دردناکه

اونم اصرار که نههههه باید بری جراحی کنی وگرنه دندونای دیگه رو میزنه خراب میکنه و این حرفا😟

خلاصه بهش گفتم آره باید یه سر پیش دکتر برم. مادرشوهرمم از خدا خواسته گفت باشه هروقت خواستی بری واسه منم وقت بگیر دندونام جرم گرفته باهم میریم😐

منم به ناچار قبول کردم😓

تو با حال ویرانه من چه کردی💟ببین عشق دیوانه من چه کردی❤❤❤❤❤❤  ❤❤❤❤❤❤

خلاصه من نوبت گرفتم و مادرشوهرمو خبر کردم باهم رفتیم توی مطب

اونجا که نشسته بودیم صدای خانوم دکتر از اتاقش میومد که داشت بلند بلند با بقیه صحبت میکرد😒

تو با حال ویرانه من چه کردی💟ببین عشق دیوانه من چه کردی❤❤❤❤❤❤  ❤❤❤❤❤❤

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

بقيشو گفتي خبرم كن

بيام ببينم تا صفحه ٤٣رفتي هنوز تموم نكردي هرچي صلوات بلدم ميفرستم برات😐

دیدین خدا بالاخره بغلمو با دستاش پر کرد؟                         امضای قبلیم: خدایامیشه بغلمو با  دستات پر  کنی؟ آخه  مامانم میگه: دستای خدا به لطافت نوزاد تازه  متولد  شدس❤ 

نوبت مادر شوهرم شد گفت تو هم بیا بریم باهم رفتیم اتاق دکتر مادرشوهرمو یه نگا به دندوناش کرد گفت بزار دستیارم کارش تموم بشه بعد کار تورو انجام بده

تو با حال ویرانه من چه کردی💟ببین عشق دیوانه من چه کردی❤❤❤❤❤❤  ❤❤❤❤❤❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792