دوستان این ماجرارو براتون تعریف میکنم تا هواستون جمع باشه و اشتباه منو تکرار نکنین😕
.
.
چندروز پیش خونه مادرشوهرم بود حرف دندون درد افتاد بهش گفتم دندونای عقلم کج دراومده خیلی اذیتم میکنن😥
بهش گفتم میترسم برم جراحی چون شنیدم خییییلی دردناکه
اونم اصرار که نههههه باید بری جراحی کنی وگرنه دندونای دیگه رو میزنه خراب میکنه و این حرفا😟
خلاصه بهش گفتم آره باید یه سر پیش دکتر برم. مادرشوهرمم از خدا خواسته گفت باشه هروقت خواستی بری واسه منم وقت بگیر دندونام جرم گرفته باهم میریم😐
منم به ناچار قبول کردم😓