3 ساله همسرم حامی یه دختری تو شهر بوکان شده که یه برادر بزرگتر داره و مامانش 31 سالشه و ازدواج مامانش از اون زوریا بوده که با یه مرد پیر ازدواج میکنه و بعد از به دنیا اومدن بچه ها میره یه زن دیگه میگیره اونا رو رها میکنه و از اون شهر میره،نه کمک مالی نه پدری میکنه برا بچه هاش،زندگیشون طوری میشه که یه روز مامانه بچه ها رو میبره رو پل میگه بیاین خودکشی کنیم،در لحظه اخر دختره گریه میکنه و میگه اینکارو نکنیم،خلاصه تحت پوشش کمیته امداد به زندگیشون ادامه میدن.....