خیلی کلافم
خیلی حالم بده
همش نگرانم
اکثر وقتا تو خواب و بیداری یا حتی تو خواب یهو یسری چیزا یادم میاد و از هجوم فکرشون خوابم میپره
شاید بگین ایمانتو قوی کن ، خیلی تلاش کردم خیلی سعی کردم با یادخدا و اینکه همه چیز دست خداست خودمو اروم کنم ولی اصلا دست خودم نیست یهو میشه..اصلا انگار ناامیدم از اینده...اصلا نمیدونم چطور توضیح بدم منظور و شرایطمو
دلم میخواد گریه کنم
مثلا فکر کنید من از الان به این فکر میکنم که شش ماه دیگه من 26 سالمه و رو به سرازیری دارم میرم و هنوز ازدواج نکردم یا اینکه فکر میکنم دارم پیر میشم فکر میکنم چهرم دیگه شادابی جوونی و نداره شاید براتون مسخره به نظر برسن