بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بچه ها اگه صبح از خواب بیدار شدین دیدین زیرتون خیسه نترسیدن کسی اب نریخته روتون جیش کردین 😁😁😂😂
ترجیح میدم سینگل باشم و به ازدواج فکر کنم تا اینکه ازدواج کنم و به مجردیم فک کنم اینو خودم گفتم دکتر شریعتی امروز کارداشت نیومد (امضامو خوندین برای حال دلم صلوات میفرستین نفسا قربون دلای پاکتون)
مورد علاقه هام:یوگاو مدیتیشن🧘♀️کتاب📚کوهنوردی🏔پیاده روی با ی دوست👭صدای هو هوی بادوبارون و رعد وبرق🌩🌧طبیعت بعداز زدن بارون🏕طلوع و غروب خورشید🌄🌅صدای جغد و کلاغ و جیرجیرک و پارس سگ و صدای الاغ و زنگوله ی گله🦗🐩🦉🐦⬛بوی گل و چمن و درخت🌹🌳بوی قهوه☕️راه رفتن بدون کفش وجوراب روی چمن🦶🦶دلخوشیا کم نیستن کافیه با دقت بهشون فکر کنیم و اهمیت بدیم و ببینیم🧚♀️
مورد علاقه هام:یوگاو مدیتیشن🧘♀️کتاب📚کوهنوردی🏔پیاده روی با ی دوست👭صدای هو هوی بادوبارون و رعد وبرق🌩🌧طبیعت بعداز زدن بارون🏕طلوع و غروب خورشید🌄🌅صدای جغد و کلاغ و جیرجیرک و پارس سگ و صدای الاغ و زنگوله ی گله🦗🐩🦉🐦⬛بوی گل و چمن و درخت🌹🌳بوی قهوه☕️راه رفتن بدون کفش وجوراب روی چمن🦶🦶دلخوشیا کم نیستن کافیه با دقت بهشون فکر کنیم و اهمیت بدیم و ببینیم🧚♀️
بچه ها من هر وقت موقع غروب میرفتم قبرستون شبش حتمن اذیت میشدم ....یه بار تو مدینه شب رفتم قبرستان بقبع البته درش قفله خیلی راه رفتم تا رسیدم به یه جایی که مزار ایمه خیلی دور بود دیدنش ...همش تو تاریکی نگاه میکردم و زیارت میخوندم...شبش تا اذان صب نتونستم بخوابم .نترسینا ..هر وقت خوابم میبرد یکی اذیت میکرد منو چشامو باز میکردم قدرت حرکت نداشتم ولی میدیدمش دستای بلند و نازک و پاهای خیلی نازک ..انگشتای بلند و نازک ..همش دستامو میکشید ..موهامو میکشید ...بزور بلند میشدم.صورتمو میشستم ..میخوابیدم دوباره شروع میشد ..قشنگ یادمه سه بار بلند شدم و خوابیدم بازم همون اتفاق ..اهرش دیگه رفتم حموم. .اومدم صدای اذان صب شد . نمازمو که خوندم دیگه اروم خوابیدم