دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
خاله من،، چون هي ميره پيش باباش و مياد اينجا و اذيتايي كه پدرش مادرشو كرده نارتحتش ميكنه چون اثرش رو مادرش مونده٠ ولي ديگه ناراحتي نداره، خودت هم دوستش باش و هم مادر، از ته دل شاد باش،، خداروشكررر از لحاظ مالي مشكل نداري، چه بسا ازدواج كردي زودتر راحت شي
من از نزدیک اینطور وضعیتا و دیدم بنظرم بعضی وقتا اینقدر شرایط خونه ناامن و دلگیر میشه كه بچه با جدایی پدر و مادرش به آرامش میرسه! ولی اگه میتونید هردوتون كمك كنید این رابطه حفظ شه و یه خونه با آرامش و به بچتون بدید به هر حال دیگه اون الویته الان
مطمئن باش پشت تصميمم يه دنياااا تلاش بوده ولي نشد كه نشد
میفهمم! خدا كنه از این به بعد به آرامش و شادی برسید با فرزندتون! مطمئنا اگه شرایط خونه نامنی و استرس و دعوا بوده بچتون با جدایی شما شادتر میشه و با آرامش زندگی میكنه انشاءالله