بچه ها دیشب خواهرشوهرام با بچه های کوچیکشون از شهرستان اومدن خونم. بچشون رو خوشخواب جیش کرد😭😭😭😭 خوشخوابم نو بود حتی یه بار بدون ملافه هم روش ننشسته بودم😭 از تختم متنفرم الان
فقط اون صحنه ای که رفتم تو اتاق دیدم تختم و روتختی تازه شسته شدم به اضافه خوشخواب همه خیس شده و بچه هم داره لبخند میزنه مامانش هم داره قربون صدقش میره😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
یکی از خواهر شوهرام هم خیلی رو غذا حساسه. من دیشب قیمه با گوشت قلقلی درست کردم خواهر شوهرم اصلا نخورد از گوشت هاش😢 شوهرم نبود که بره خرید برام شیفت بود. صبح هم صبحانه که آماده کردم تخم مرغ با روغن مایع درست کردم خواهر شوهرم نخورد گفتم چرا نمیخورید و اینا چند بار گفتم گفت من با روغن مایع چیزی نمیخورم کبدو خراب میکنه. من فقط روغن نباتی میخورم.
من ۸ ماهمه از دیشب دارم اینور و اونور میشم از جاشون تکون نخوردن البته یکیشون خیلی بهتره اون یکی دیگه اصلا به روی خودش نمیاره هیچی.
خلاصه پدرم درومد اصلا به روی خودشون نیاوردن لباساشونم دادن گفتن اتو کن😐😐😐😐😐😐 البته نه به این صراحت
الهی بگردم شوهرمو میترسم یه کلمه از دهنم بپره ناراحت شه خیلی دارم خودمو کنترل میکنم