با شوهرم که دوست بودیم یک شب رفتیم بیرون... من میخواستم قبل بابام خونه باشم....خیلی دیر شده بود..منو پیاده کرد سر کوچمون ازونورم بابام تو راه خونه بود... با کفش پاشنه میدوییدم عینهو اون پادشاهه تو قهوه تلخ... با زانوهای خم و پاهای گشاد شده... خونه که رسیدم فقط میخندیدم به اون حالت خودم... مامانمم از تو اف اف دیده بودم 😂😂
من ابله رو بگو با دوست پسرم ک الان شوهرم شده هرچی اس میدادیم تو دفترم یادداشت میکردم یروز ک از مدرسه برگشتم مامانم پدرمو دراورد گوشیمو ازم گرفت اصلا روزگارم سیاه شد یعنی.بعد 6 ماه دوباره گوشیمو داد.الانم ب چیزایی ک تو اس بهم گفته بودیم و مامانم خونده بود فکر میکنم خیس عرق میشم واااای خیلی بد بود
آدم خوبی نیستم اما خدا هرچی خواستم بهم داده.مرسی خدا🌹
مامانم دوس پسرامو فهمید😔 بعد شب بابام بردتم بهترین رستوران شهر نصیحتم کنه😂😂😂😂
فرق تو با همه جاهایه تو دنیا🌎 واسم اینه اینکه آغوش تو بی خطر ترین جایه زمین پای تو که درمیون باشه من این جونو میذارم..من که بالاتر از زندگی چیزی رو ندارم 😔
اول دبیرستان باموبایل مامانم با ی پسره اسمس بازی میکردم.پسره از اشناها بود و لجش گرفت و منو لو داد.د ...
حالا ی بار دیگه هم دوم دبیرستان گوشی قایمکی داشتم هیچکس نمیدونست. مامانم امابهم شککرد. توی جامدادیم گذاشته بودم. خلاصه ی روز اومد تو اتاقم گفت کمدتو بیرون بریز😶😶😶😶 منم ریختم بیرون و جامدادیمو برداشت و محکم کشید حالا من بکش اون بکش من بکش اون بکش اخر تسلیم شدم و دید گوشیو😂😂😂 کلی قصه برای اون گوشی سر هم کردم و همه چی ب خیر گذشت.😁 خیلی شیطنت کردم من تا قبل ازدواجم. 😥😥😥😥