سپهر الان همسرشه و داره از گذشته میگه
سپهر شبیه شهاب حسینی و یکی از آشناهاشونه
سپهر بهش توجهی نداشته و سپیده عاشق سپهر بوده
عروسی خواهرشم نیومده بود که سپیده رفته با داداش سپهر رقصیده بعدا فهمیده که دلیل نیومدن سپهر به عروسی این بوده که راضی نبوده خواهرش با یوسف(یعنی داماد)ازدواج کنه
بعد بابای استارتر خیلی مذهبی
یه روز که داشتن میرفتن خونه سپهر اینا به سپیده گفته باید چادر سرکنی سپیده ام به خاطر اینکه بره سپهر و ببینه قبول میکنه
خانواده سپیده خیلی از سپهر خوششون میومده
سپیده برای جلب توجه لباس بدی پوشیده و رفته جلوی سپهر رژه رفته ولی اون توجه نکرده و از خونه رفته
بعد که زن سپهر شده
زن صیغه ایش(بیتا)گفته پدرتو درمیارم
بعدم اومده تو هتل گفته من از سپهر بچه دارم
گفته من به سپهر پول میدم و کمکش میکنم هرچقدرم بخوای به تو میدم پاتو بکش کنار تو اصلا به سپهر نمیای و قیافه خوبی نداری
سپیده گفته سپهر با هزار نفر دیگه ام هست
بیتا گفته من با اونا مشکل ندارم مشکل من تویی!