خوابم نمیبره گنجشک ها بیدار شدن جیک جیک میکنن همسایه هامون دارن میرن سرکار من بیدارم.. ازین فکر و خیال خوابم نمیبره من باید یجامیرفتم سرکار شب کار میشدم تو کارمم موفق بودم با این بیدار بودنم تا صبح.
چند بار گفتم جدا شیم میشینه مثل بچه ها گریه میکنه اعصابمو داغون میکنه یا اگه بهش چیزی میگم دعوامون م ...
وای مال منم اینجوریه.دو هفته پیش حلقرو دادم بهش اومدم از ماشین پیاده شم شروع کرد دادو گریه و هق هق و هوار.دیدم نفسش بالا نمباد ترسیدم نشستم پیشش گریه کرد گفت نمیتونم بدون تو.بعد اشتی کردیم
ما دو سال و نیم باهم تلفنی حرف میزدیم اون موقع سال دوم دبیرستان بودم نامزدم سال سوم همون اول به خانواده اش گفت مامانامون در جریان بودن که با هم حرف میزنیم مامانش اومد با مامانم حرف زد گفت دخترتو شوهر نده که پسرم بزرگ شه تازه هفت ماه پیش راضی شدن
دو دل هستم اما دوست دارم ک جدا شم مس قبلنا وابسته نیستم فقط دلم میسوزه.. من مس پرنده ای می مونم ک هر لحضه دلش میخواد از قفس بزنه بیرون. اگه شکاک نبود محال بود جدا شم.
چقدر احساساتیه،یه مدت رفتارت رو عوض کن ببین چطور میشه بزار بفهمه ناراحتی از کاراش
خب عزیزم نمیدونم چکار کنم دعوامون که میشه قهر میکنه میره روز بعدش میاد خونه مون انگار نه انگار که دعوا کردیم باهاش حرف نمیزنم میگه چرا باهام حرف نمیزنی بعد نگام میکنه میخنده منم دست خودم نیست خنده ام میگیره بغلم میکنه اشتی میکنیم بعد دو ساعت بعد دوباره دعوا میکنیم دیگه اصلا سراغم نمیاد تا روز بعد حتی بهم یه پیامم نمیده