2777
2789
عنوان

خیانت

| مشاهده متن کامل بحث + 1222 بازدید | 98 پست
واقعا؟تا چ حد ترسوندیش؟

من شاکی شدم از خودش و اون دختره خیانت شوهر من جنسی بود و طوری بود که هر روزه دختره میخواست شوهرم بره پیشش دختره بهم زنگ زد که از شوهرت حاملم و باید رضایت ازدواج مجدد بدی به شوهرت و دنیا روی سرم خراب شده بود هیچ راهی نداشتم بچم یکسال سال و یه ماه داشت رفتم خونه بابام ۳ ماه اونجا بودم و درگیر دادگاه و شکایتم شوهرم دید دیگه به هیچ نحوی برنمیگردم به زندگی دست گذاشت رو بچم و جلسه آخر دادگاه که حکم آمده بود بچمم ازم گرفت و برد بچم به بدترین شکل ممکن از شیر گرفته شد هم شیرو گرفتن ازش هم مادرشو من شب و روز نداشتم از ۶۰ کیلو رسیده بودم به ۴۰ کیلو پسر داییم که قاضی سرشناس هست تو تهران راهنماییم میکرد گف اگه الان که بچتون گرفتن برگردی یعنی ضعف نشون دادی و دوباره همون کارارو تکرار میکنه صبر کن خودشون میان دنبالت چون نمیتونن بچه رو جم کنن و دقیقا روز چهارم با بزرگترا با گل و شیرینی اومدن عذر خواهی و دادگاه تعهد داد بهم که هیچ وقت منو اذیت نکنه داداشش که حکم پدری داره برامون بهش گف اگه یک بار دیگه بفهمم این دختر رو اذیت کردی دیگه ازش مدرک نمیخوام فقط دستشو با بچه هاش میگیرم میارمش خونه خودم و تو هم دیگه حقی که منو داداش صدا کنی نداری منم دیگه دیدم شوهرم خوب شده حکم تعلیق دادم به پروندشون

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من شاکی شدم از خودش و اون دختره خیانت شوهر من جنسی بود و طوری بود که هر روزه دختره میخواست شوهرم بره ...

الهی بمیرم دختر..چ کشیدی...بچت طفلک چی بسرش اومده...چقد مظلومیم ما زنها...خدا بحق بزرگیش بهت ارامش بده و زندگی الانت جبران همه ی نداشته هات بشه...متاسفم واقعا

الهی بمیرم دختر..چ کشیدی...بچت طفلک چی بسرش اومده...چقد مظلومیم ما زنها...خدا بحق بزرگیش بهت ارامش ب ...

کدوم نداشته ها عزیز بگو جبران داشته هات بشه احساس داشتم و صبر داشتم و قلب داشتم و نگران میشدم قبلا گریه میکردم قبلا مهربون بودم و اعصاب داشتم قبلا که الان هیچکدومو ندارم ولی دوسش دارم شوهرمو چون واقعا الان میبینم که تموم تلاششو میکنه فقط از خدا میخوام که خودش جواب اشکای شب و روزمو جواب اشکای بچمو که وقتی منو دید و ازم شیر خواست و دیگه شیرم خراب شده بود و من فقط میخواستم که اون لحظه بمیرم اخه بچم هنوز ۱۶ ماهش بود و ضعیف بود خدا خودش جواب اشکامو ازشون بگیره نه نفرین میکنم نه بدی میخوام فقط جواب اشکامو میخوام جواب اشکای بابام که بی صدا میامد و نگام میکرد

کدوم نداشته ها عزیز بگو جبران داشته هات بشه احساس داشتم و صبر داشتم و قلب داشتم و نگران میشدم قبلا گ ...

الهی ..عزیزم ..خدا ارامش بده بهت...تمام تلاشتو برا بچت بکن..واقعا حقت نبوده اینطور رفتار بشه باهات...سعی کن شاد زندگی کنی..برا خودت بیشتر وقت بزار...میدونی گاهی واقعا هیچ کاری ازمون برنمیاد...باید کنار اومد...چاره ای نیست...خداروشکر ک همسرت برگشته..انشالله دلت شاد باشه گلم...💋

مممنونم که باهام درد دل کردی و یکم دلم سبک شد

عزیز دلم کاش میتونستم غم هاتو کامل برطرف کنم...کاش میتونستم از ته دل شادت کنم...انشالله ک دیگه تا اخر عمرت شاد زندگی کنی و بچت عاقبت بخیر باشه🌹

الهی ..عزیزم ..خدا ارامش بده بهت...تمام تلاشتو برا بچت بکن..واقعا حقت نبوده اینطور رفتار بشه باهات.. ...

مممنونم گلم الان که تو رشتم سر کارم من پرستارم عزیز و الان دلخوشیم همونه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز