سلام..میشه همفکری کنید..مخصوصا اونایی ک متاسفانه تجربه دارن...همسر من گوشیش همیشه قفل بود بهش شک داشتم ولی نمیتونستم چک کنم..ده روز پیش تونستم ایتاشو چک کنم...با یه دختره پیام داده بودن..عکس فرستاده بود دختره..کم سن بود ولی چهرش انگار مشکل دار بود بعد ک توضیح خواستم ازش گفت معلوله...همسرم مددکار بهزیستیه..انگار تو کانال بهزیستی این دنبال کار میگشته همسرم خواسته کمکش کنه یه سه ماهی با هم چت میکردن وبعد ک ب دختره پیام دادم گفت دوبار هم همو دیدیم و رفتن برای کار و یبار هم همسرم بغلش کرده چون افسردگی شدید داشته..و البته همسرم با گریه گفت خودمم حال بدی داشتم و جوابشو نمیدادم و پیامهای دختره هم همین بود ک چرا جوابمو نمیدی...خلاصه اذیتتون نکنم موندم چکنم سه تا بچه دارم...نمیدونم تکلیفم چیه ولی دیگه دوسش ندارم...حس میکنم کثیفه...رفتم پیش وکیل تماس گرفت باهاش کلی گفت همسر من کجا و اون کجا..من قبول دارم اشتباه کردم ولی ناخواسته بوده..واموندم بخدا😢
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
میگم ابجی بنظرت میشه گفت شاید بد هم نباشه این اتفاقها ک یه تکونی بخورن قدر زندگیشونو بیشتر بدونن...ی ...
به نظرم حتما یه فرصت بهش بده ولی الان به روی خودت نیار،
بله گاهی انسانها نیاز به یه تلنگر دارن، هرچند تاوان بعضی چیزا سخته، میدونم الان فکر میکنی ازش متنفری و دنیا به آخر رسیده ولی اگه واقعا همسرتون دوست داشته باشی و همسرت جبران کنه بعد مدتی زندگی جریان عادی رو پیش میره ، شاید همسرت تو ذهن شما به جور دیگه بسه ولی همینها خودش بزرگ شدن