سلام رفقا میخوام نظرتو بپرسم از مجردا که مستقلن واقعیت اینکه هیچ حسی خوبی نسبت به ازدواج ندارم سنمم سنیه که اگه الان جواب ندم احتمالا روز به روز خواستگار های کمتری دارم بعضی وقتا با خودم فک میکنم که چطوری بعضی ها بدون هیچ فکر قبلی میرن سمت ازدواج بدون هیچ هدفی بدون هیچ اینده ای شاید یا خیلی ساده میگیرن یا اینکه خیلی ریسک پذیرن شایدم من زیادی کمالگرام وباید از نظرم همه چی بی نقص باشه ولی من تو خودم م نمیبینم که بتونم حس زن بودن و احساسی رفتار کردن رو داشته باشم اصلا یجورایی روی انجام دادن این کارارو ندارم نمیدونم بخاطر تربیت خانوادم بوده یا محیط زندگیم ولی انگار زیادی سردم نه اینکه خیلی بی احساس باشم فقط اینکه اینا ادا هارو بلد نیستم در بیارم کسی هست مثل من باشه؟من کافی نیستم برای هیچ مردی! مجردا بگین که تنهایی زندگی کردن چطوری البته تنها بودنشو فاکتور بگیرید شاید مهاجرت کردم و برای همیشه تنها موندم
خوب بهت تبریک میگم چون قراره در آینده تنهایی تجربه کنی توی جمع بیشتر سکوت کنی و اینکه از حماقت آدم ...
دقیقا زدی تو خال حالم بد میشه وقتی تو این جمع ها هستم و باید تظاهر کنم کلا یا باید با یه نفر صمیمی باشم یا اصلا حرف نزنم تا کی باید تظاهر کنم .دلم میخواد خودم باشم چون وقتی تظاهر میکنم، خودمو خیلی ضعیف و احمق میبینم که برای نگه داشتن ادما انقدر مراعاتشونو میکنم ولی تنها موندن خیلی بده من غمگیزم از اینکه انقدر نشخوار فکری دارم
واقعا هیچ وقت نمفهمیدم مشکلتون چیه تاپیکو نمیفهمید
نمیخونید یا مشکل ادراکیه
داستان تلخی دارم و تلختر اینکه از دست نی نی سایتیاست و تلخترین اینکه وقتی تاپیک میشه میترکه و تهمت به دروغگویی... بهرحال اینجام که کسی اسم کاربریش مثل من نشه
ازدواج با امادگی و شرایط خوب و خواست عاقلانه نه از روی احساس و نیاز خیلی عالیه
من ۴۳ سالگی ازدواج کردم با کسیکه چندین سال دوست بودم
داستان تلخی دارم و تلختر اینکه از دست نی نی سایتیاست و تلخترین اینکه وقتی تاپیک میشه میترکه و تهمت به دروغگویی... بهرحال اینجام که کسی اسم کاربریش مثل من نشه
ازدواج با امادگی و شرایط خوب و خواست عاقلانه نه از روی احساس و نیاز خیلی عالیه من ۴۳ سالگی ازدواج کر ...
امیدوارم خوشبخت بشین ولی حرف من دیر ازدواج کردنه نبود حرف من مجردن موندن بود برای همیشه الان سن ازدواج یه جاهایی واقعا جا افتاده تو افکار مردم ولی اینجا نه میدونم نباید برای مردم زندگی کرد یا هر چی ولی شاید یکم مهم باشه
امیدوارم خوشبخت بشین ولی حرف من دیر ازدواج کردنه نبود حرف من مجردن موندن بود برای همیشه الان سن ازدو ...
حرف منم اتفاقا همون بچد
من تا ابد دلم میخواست مجرد باشم وتمام تصمیمات و کارام هم بر اساس همیم بود ولی زمونه میچرخه شرایط عوض میشه و ترسات و مشکلاتت پوچ مبشه و میبینی اماده ایی و از همه مهمتر وقتی ادم طبق دلش زندگی کنه و درامد داشته باشه قیافه و استایلش هم اوکی باقی میمونه و اپدیته و به روزه برای ازدواج حتی بعد از ۴۵ سال دیگه الان امکان فریز تخمک هم هست طرف مشکل بارداری پیدا نمیکنه حتی با فریز تخمک از جوانی
داستان تلخی دارم و تلختر اینکه از دست نی نی سایتیاست و تلخترین اینکه وقتی تاپیک میشه میترکه و تهمت به دروغگویی... بهرحال اینجام که کسی اسم کاربریش مثل من نشه