2789
عنوان

درد و دل

55 بازدید | 8 پست

خانوما امروز رفتم بیرون بعد از یک ماه تقریبا با اینکه با مامانم رفتم کلی بهم گفت باید تا قبل از ۹ خونه باشیم که من خدای نکرده دیرتر از پدرت نرسم خونه😕ولی مشکل اصلی اینجاست که من تا رفتم توی خیابون چون خیلی خجالتی ام اصلا وقتی حتی توی خیابون راه میرفتم هم خجالت میکشیدم اولش که همش عرق میریختم تا با یه فروشنده روبرو میشدم

خلاصه اش اینکه هرجا میرم این خجالتی بودنم تو ذوقم میزنه و به خودم میگم من نمیتونم هیچ شغلی پیدا کنم با این کم رویی

به خودم میگم هرچی اشک بریزم در این مورد حق دارم

خیلی هم ریختم

مطمئن هستم هم که این خجالت کم نمیشه و همیشه همیشه باهاش زندگی میکنم کسی رو ندارم باهاش درد و دل کنم

امروز اصلا اعصاب ندارم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم چرا خجالت؟ باور کن الان همه تو حال خودشونن شاید تو فکر کنی موقع راه رفتن چشا روت زومم ولی تو ذهن همه ی مشکلاتی هستش ک اصلا ب رهگذر توجه نمیکنن برا خودت زندگی کن نه برا نظر بقیه

نمیدونم چرا اطمینان ندارم که روانپزشک میتونه منو درست کنه

خودت بشین یبارفکر کن،ببین توی چه مواقعی بیشتر اینوحس خجالت بهت دست میده ،از کی اینطور شدی و خاطرات بچگیت رو مرور کن ببین کجا برات مبهم یا آزار دهنده هستش

خودت بشین یبارفکر کن،ببین توی چه مواقعی بیشتر اینوحس خجالت بهت دست میده ،از کی اینطور شدی و خاطرات ب ...

از همون موقع که بدنیا اومدم اینطوری بودم مشکل اصلیم اینه که همش فکر میکنم همه بهم زل زدن منتظرن یه سوتی ازم بگیرن یا بگن چرا اینطوری هستی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز