من اتاقمو تزیین کردم کیک سفارش دادم کلی بادکنک دقیقا ده روز قبل تولدش بود بهش گفتم فردا شب مهمون داریم زود از کار برو لباساتو عوض کن بیا تا اومد خونه من تو اتاق بودم درم بسته بودم اومد نمیدونی چ ذوقی کرد😉توام انجام بده
یه چیزایی توی چشاته که دلمو میلرزونهآدمو از تک و تنهایی بدجوری میترسونهاین زندگی زندگی نمیشه نباشی یه زندونهچی داری که نفساتم آخه یجورایی درمونه