دقیق خوابم یادم نیست ولی انگار زیارت رفته بودم .
نذری بهم دادن و توش سیب میخوردم یه سیب گاز زده بود انداختم دور و یه سیب کامل و بززگ برداشتم و خوردم به کسای دیگه ام میدادم تا همین حد یادمه هااان یه چیزیم یادمه که رفتم در مورد اصامتگاه و اجاره اش صبت کنم