سلام ماجرا از روز عروسی برادرم شروع شد من و مادرم و عروس و خواهر عروس یک آرایشگاه رفته بودیم و مادر عروس آرایشگاه دیگه خواهر عروس ۱۲ سالشه مادرش این به ما سپرده بودو خودش فقط پی آرایش و لباس خودش بود من و خواهر عروس قرار بود با عروس و داماد بریم آتلیه آخه اینجا رسمه که تنها نرن اما من به سختی خواهر عروس را راضی کردم که باهاشون نریم چون دوست ندارم شب عروسی خودم کسی همراهم باشه به داداشم گفتم هر وقت کارتون تموم شد ما رو بردارید بزارید تالار عروس سلیطه بازی درآورده بود گفته بود نه به بابات بگو برشون داره مامان من هم عصبانی شد و گفت که صبح همه کارای بچهشونو به ما سپردن دنبالشم نمیاد مگه ما نوکر اوناییم که اونو ببریم چون تالارهای ما جدا جدا هست و اگه اونو میبردیم راهمون خیلی طولانی می شد ما خودمون دیر کرده بودیم مهمون تو تالار بود مامان من یه اشتباهی کرد زنگ زد به مادر عروس و گفت ما ۹ ماهه دست شما اسیر شدیم شما بچه کوچیکتونو هم سپردیت به ما فقط بزرگه رو گرفتیم شما پسر منو بدبخت کردید این خانم طلاق گرفتن از همسرشون و کلاً آدم درستی نیستند زنگ زدم به پدر من که خانم شما زنگ زده به من اینطوری توهین میکنه و فلان و بهمان پدر من هم داد زد سرشون که خانم امروز ما روز عروسی هست به من زنگ نزنید من کار دارمبعدش بین پدر و مادرم دعوا شروع شد که اگه میومدن دخترشونو میبردن آبروریزی میشد تو پاسخگو بودی بابام هم تو تالار جلوی داییمو میگیره ولی موضوع رو براش توضیح میده و این شد آغاز یک درگیری که چرا بابام به خانمه نگفته با خانمم خودت حل کن دیگه به من زنگ نزن
سلام دخترا میگم شما از کجا لباس زیر میگیرید؟ من امروز اولین سفارشم رو از سامان لعیا گرفتم تولیدی تخصصی لباس زیره. کیفیتش خیلی خوب بود، فقط دغدغهم هزینه ارسال بود که با کد free برام رایگان شد. تا کدش رو نبستن شما هم برید سفارش بدید.
با پزشکیه یکم رفت و آمد کن ببین چطوریه خوب بود قبول کن کنکورتم سال بعد بده دیگ خودت مستقل میشی
اصلا به دلم نمیشینه دست خودم نیست بدون بی احترامی به اقوام ایران میگم ما هممون برادر و خواهریم ایشون کرد هستن و کردا زیاد غیرتین میترسم از چاله در بیام بیفتم تو چاه