2789
عنوان

شوهرم

740 بازدید | 6 پست

میشه لطفا بگید من اشتباه میکنم یا حسم درسته من ی خواهر دارم حدودا ۶ سال از خودم کوچیکتر

من همش حس میکنم شوهرم ب اون توجه داره نمیتونم ثابت کنم ولی دارم روانی میشم

همش میگه بهاره مثل خواهرمه ولی من حسم این نیس خواهرم گواهی نامه گرفته بود شوهرم میگف بیا با ماشین من برو تمرین

ماشین دستش میداد همش ازش تعریف میکرد ی بار بابام بش ماشین نداد خواهرم گریه افتاد شوهرم اصراررر کیکرد بیا ماشین منو بگیر

امروز ابجیم داداشم باهم بحث کردن

ابجیم ناراحت بود

شوهرم منو صدا میکرد بیا با خواهرت بریم بیرون دور بزنیم

همش میگه بیا خونمون

به خواهرم تو هر مسافذت دست جمعی کیگ بیا تو ماشین ما بشین حالم بده خیلی بدد ی بار اعصابم خورد شد گف تو فکرت مربضع

ولی من حسم بده خیلی بد د

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نه میشه به شوهرت و خواهرت تهمت زد نه میشه حس تورو نادیده گرفت ،ولی دلتو سیاه نکن چون مسله خیلی بزرگی هست که پشتش شر خوابیده ،حستو میفهمم ولی شاید زیادی حساس شدی به بعصی چیزا ،ببین شوهرت با همه همین طوره همیشه همه جا کلا ادم مراقب و مهربونی هست یا فقط برا خواهرت شیرین میشه،خودت متوجه میشی اگه چیزی باشه بالاخره پنهان نمیمونه

۴۰ سالم هست دارم ۴۱ ساله میشم، بزرگ شدم ، ولی تو دلم انگار یه دختر کوچولوی کلاس دومی نشسته، با یه ذوق زیادی منتظر مامان و بابا و داداشم که همه با هم بریم شهر بازی ....حیف که خیلی ازون روزا گذشته ....

بعضی وقتا باید به حست اعتماد کنی

البته جسارت نمیکنم به شوهرت چون شناختی ندارم

ولی بعضیا بدشون نمیاد که با یه تیر دونشون بزنن

هممون آدمیم دیگه بعضی وقتا یه حس هایی بعضی وقتا ناخواسته شکل بگیره

خواهرتم اینجور پیش بره ممکنه از شوهرت یه قدیس بسازه که واقعانم حق داره

اینجور ک تو از شوهرت تعریف کردی من ک پسرم روش کراش زدم.

بازم میگم همه این حرفا ممکنه چرت باشه من فقط اون طرف قضیه رو خواستم برات باز کنم و صدرصد شوهرت آدم خوبیه و خواهرتم به چشم برادر بزرگتر بهش نگاه میکنه.

انقدر فکر و خیال نکن دیوونه میشی میبرنت دیوونه خونه با زنجیر میبندنت اونوقت

بعدش میبینی خواهرت پشت فرمون ماشین شوهرت نشسته از دور برات دست تکون میده داد میزنه میگه کیف کردی چطور شوهرتو قاپیدم ؟ برو حالشو ببر

بعد تو تشنج میکنی میان بهت آرامبخش میزنن تا آخرعمر باید رو تخت ببندنت

خلاصه انقدر سخت نگیر زندگی رو

راستی لبخند فراموش نشه :)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سلام چطورید

negarah | 34 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز