یک سوال فرض کنید یک دانشجویی که شخصیت آرام،ساده و درس خوانی دارد از یک فردی در دانشگاه خوشش می آد ولی نمیدونه چجوری بیان کنه و خجالت می کشه به پدر مادر خودش بگه در نهایت وقتی به اشتباه به یکی از هم کلاسی هایش این قضیه رو میگه در دانشگاه این حاشیه پخش میشه که این پسر میخواهد از اون خانوم خواستگاری کند و اون خانوم هم پدر خودش رو در جریان میزاره پدر اون دختر با این آقا پسر برخورد بدی میکنه و با اینکه این پسر از پدر اون خانوم عذرخواهی میکنه پدر به حراست دانشگاه شکایت میکنه و حراست به والدین تذکر میدهند این پسر که از شدت علاقه چند شبانه روز غذا نمی توانست بخورد و شب ها نمی خوابید حالا در این وضعیت قرار گرفته بود و پدر مادرش در ضعف مالی بودند
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
من جای پسر بودم .. بیخیال عشق و عاشقی میشدم چون تهش هیچی نیست ... درسم را ادامه میدادم شغل خوب پیدا میکردم باعث خوشحالی پدر و مادرم میشدم نه ناراحتی و سر افکندگی ... . برای عشق و عاشقی وقت زیاده ... ولی برای پیشرفت نه
در این زمانه بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه ناباور خیال پرست