2777
2789

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

نباید میگفت نه؟

نه حس بد القا میکنه

گذشته بوده اولا که قرار نیست دوباره تکرار بشه

دوما حس اعتمادی که رفته رفته نسبت به نامزدت با این حرف از بین رفته یا میره دیگه به این راحتی برنمیگرده و همیشه یه ترس همراهته

من هیییییچ رابطه جنسی نداشتم و چقدر اذیت شدم با زن متاهل هم بوده

واقعا حق میدم بهت

الان چه تصمیمی گرفتی؟ در موردش

چه میشود کرد؟ مادر گفت:«تو عاطفه نداری.»گفتم:«دارم.» و دارم. تو هم اگر بودی، مادر،جانت به لب میرسید.پا در خانه ای نمیگذاشتی که آب حوضش سبز شده،سیخ های کاج کف حیاط را پوشانده،سرما پشت پنجره های خاک گرفته اتاق ها مانده و اجاق های مطبخ زیر خرت و پرت ها پیدا نیست.بچه گربه ای که در ناودان آن سر حیاط همراه یخ کش آمده،دو ماه است که مدام دارد کش میآید.دیگر حالش نیست که بگویی یکی بیاید بیندازدش پایین.هیچکس حال روشن کردن بخاری ها را ندارد.آجر های هفت و هشت بالای دیوار ها یکی یکی می افتند،انگار که ساختمان سرما خورده باشد.کسی جارو نمیزند،مهمان نمیآید.لاله های مردنگی سر در خانه شکسته آمد.اتاق ها بی اثاثیه بزرگ جلوه میکنند و انعکاس صدای پای آدم بر مغز چکش میزند.صدای نفس لمبر میخورد.حتی دیگر جرئت سرفه کردن هم نداری،انگار در مغز خودت میپیچد و میپیچاندت..."و چقدر انسان تنهاست!مثل پر کاه در هوای طوفانی"🖤

با خودش چ فکری کرده ک برات تعریف کرده اخه

وقتی زندگی شیرینه؛ سپاسگزاری کن و لبخند بزن ツ وقتی زندگی تلخه؛ شکر کن و رشد کن 🌱 کائنات به تو پاسخ خواهند داد... ✨ این قانونه طبیعته 💪🏻

من هیییییچ رابطه جنسی نداشتم و چقدر اذیت شدم با زن متاهل هم بوده

کسی که تا این حد بی غیرت و بیشرفه نمیتونه شوهر خوبی باشه برات


گرچه شب تاریک است,دل قوی دار، سحر نزدیک است🎀خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

آخه من نمیتونم به هم بزنم وگرنه میزدم تا این حد روم تأثیر گذاشته

🥲

چه میشود کرد؟ مادر گفت:«تو عاطفه نداری.»گفتم:«دارم.» و دارم. تو هم اگر بودی، مادر،جانت به لب میرسید.پا در خانه ای نمیگذاشتی که آب حوضش سبز شده،سیخ های کاج کف حیاط را پوشانده،سرما پشت پنجره های خاک گرفته اتاق ها مانده و اجاق های مطبخ زیر خرت و پرت ها پیدا نیست.بچه گربه ای که در ناودان آن سر حیاط همراه یخ کش آمده،دو ماه است که مدام دارد کش میآید.دیگر حالش نیست که بگویی یکی بیاید بیندازدش پایین.هیچکس حال روشن کردن بخاری ها را ندارد.آجر های هفت و هشت بالای دیوار ها یکی یکی می افتند،انگار که ساختمان سرما خورده باشد.کسی جارو نمیزند،مهمان نمیآید.لاله های مردنگی سر در خانه شکسته آمد.اتاق ها بی اثاثیه بزرگ جلوه میکنند و انعکاس صدای پای آدم بر مغز چکش میزند.صدای نفس لمبر میخورد.حتی دیگر جرئت سرفه کردن هم نداری،انگار در مغز خودت میپیچد و میپیچاندت..."و چقدر انسان تنهاست!مثل پر کاه در هوای طوفانی"🖤

اسی الان دقیقا چی گفت خودت ازش پرسیدی ؟یا خودش شروع کرد گفتن

نه بحثش شد گفت داشتم قبلا

و گفت رابطه دهانی داشتیم

اون از منو....

گفت چیا بهش میگفته

گفت چکارا کردن و....

کاش هیچ وقت نمیگفت بهم

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز