2777
2789
عنوان

مهمانی

87 بازدید | 12 پست

برادرم به یه مناسبتی تعدادی از فامیل رو به صرف شام دعوت کرد .به همسر منم زنگ زد و خانواده مادرشوهرمو هم دعوت کرد و گفت خانوادگی تشریف بیارین شام .از انجا که برادرشوهرم نامزده ایشون رو هم اورده بودن .در مهمانی زنداداشم بهم گفت که من جاریتو دعوت نکرده بودم خودش اومده .منم هنگ کردم و نتونستم حرفی بزنم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

زبونم قفل کرد

اصلا شما این وسط کاره ای نیستی


من منظور زن داداشتو نمیفهمم

تو همانی ک ب قصر دل من سلطانی.....حاکم قلب منی خوب خودت میدانی.....در دلم عشق کسی نیست ب جز عشق رخت.....خط ب خط راز مرا از نگهم میخوانی🫀

ولی مادرشوهرم نامزدی که پیشکش هنوزم منو جزو خانواده حساب نمیکنه

اون که صد البته ، منم بعد ۷سال هنوز جزو آمار خانواده همسر نیستم. یعنی در حدی که اگر بخوان نوه اشون رو جلو من دعوا کنن یهو منو میبینن میگم عهههههه ، خب بعدا درباره اش حرف میزنیم🤣🤣🤣🤣

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید*قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792