2821
2789
عنوان

مهمانی

146 بازدید | 18 پست

برادرم به یه مناسبتی تعدادی از فامیل رو به صرف شام دعوت کرد .به همسر منم زنگ زد و خانواده مادرشوهرمو هم دعوت کرد و گفت خانوادگی تشریف بیارین شام .از انجا که برادرشوهرم نامزده ایشون رو هم اورده بودن .در مهمانی زنداداشم بهم گفت که من جاریتو دعوت نکرده بودم خودش اومده .منم هنگ کردم و نتونستم حرفی بزنم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

ولی مادرشوهرم نامزدی که پیشکش هنوزم منو جزو خانواده حساب نمیکنه

اون که صد البته ، منم بعد ۷سال هنوز جزو آمار خانواده همسر نیستم. یعنی در حدی که اگر بخوان نوه اشون رو جلو من دعوا کنن یهو منو میبینن میگم عهههههه ، خب بعدا درباره اش حرف میزنیم🤣🤣🤣🤣

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید*قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز