2777
2789
عنوان

مهمانی

86 بازدید | 12 پست

برادرم به یه مناسبتی تعدادی از فامیل رو به صرف شام دعوت کرد .به همسر منم زنگ زد و خانواده مادرشوهرمو هم دعوت کرد و گفت خانوادگی تشریف بیارین شام .از انجا که برادرشوهرم نامزده ایشون رو هم اورده بودن .در مهمانی زنداداشم بهم گفت که من جاریتو دعوت نکرده بودم خودش اومده .منم هنگ کردم و نتونستم حرفی بزنم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

زبونم قفل کرد

اصلا شما این وسط کاره ای نیستی


من منظور زن داداشتو نمیفهمم

تو همانی ک ب قصر دل من سلطانی.....حاکم قلب منی خوب خودت میدانی.....در دلم عشق کسی نیست ب جز عشق رخت.....خط ب خط راز مرا از نگهم میخوانی🫀

ولی مادرشوهرم نامزدی که پیشکش هنوزم منو جزو خانواده حساب نمیکنه

اون که صد البته ، منم بعد ۷سال هنوز جزو آمار خانواده همسر نیستم. یعنی در حدی که اگر بخوان نوه اشون رو جلو من دعوا کنن یهو منو میبینن میگم عهههههه ، خب بعدا درباره اش حرف میزنیم🤣🤣🤣🤣

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید*قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز