منم حال وروز تورو داشتماولینکار اینه خونه ت رو جدا کنی ازشون
اگه نشد برین بهشون یه دعوا راه بنداز با مادرشوهرت که فحشت بده همونو بهونه ی قهر کن و دیگه محلش نذار انگار وجود خارجی نداره دیگه دلش پرمیشه میره به پسرش غر میزنه که زنت اینجور و اونجور شوهرت یه کم با دلش راه میاد ولی مردا زیاد حوصله ندارن تهش میگه ولم کن ننه دیگه
کم کم از پسرشو تو زده میشه و بدش میاد و نمیاد باهاتون
پروسه ی زمان بریه ولی جواب میده
آها مثلا بعدشم برو جلو بشین محل نذار بدار شوهرتم زارت و زورت کنه مهم نیست
خیلی باید قوی و محکم باشی جلوی این آدما نباید مهربون باشی وگرنه سوارت میشن این زندگی از مردای بی عرضه و بی سیاست میاد که میخان نقش پدر خانوادشون رو بعهده بگیرن خیلی دیر میفهمن خانواده ینی زن و بچشون