بچه ها من تهران پزشگی میخونم بعد الان ترم سه ام دایی احمقم چند روز پیش داشته به مادرم میگفته دخترت قصد نداره انتقالی بگیره بیاد درسشو سمتای خودمون ادامه بده
حالا ببینید قصدش از این حرف چیه ما تهران برای من خونه خریدیم برای اینکه خوابگاه و اینا نمونم بعد مادرم جدیدم میخواد زمینمونو تو شهرستان بفروشه برای داداشم مغازه بفروشه که زمینم سخت بفروش میره این منظورش اینه من بیام شهرستان که خونه ی منو اینجا بفروشیم برا داداشم مغازه بخریم از اولم همش میخواست جلوی مامانمو بگیره که این خونه رو برا من بخره همش مخالفت میکرد از حسادت میترکه
به مامانم گفتم به داداشت بگو زهی خیال باطل
وایسا تا من تهران رو ول کنم بیام شهرستان درس بخونم😂
نمیدونم چی فک کرده با خودش احمق به درد نخور