سلام خانما من 1 ساله نامزدم و یه مدت بود شوهرم خیلی سرد بود وقتی تلفنش زنگ مبخورد میرفت بیرون و قبلش همیشه کنارش بودم و لی بعد بهم میگفت چرا اینقدر میچسبی به من ،رفتم گوشیشو چک کردم دیدم با یه خانوم در ارتباطه. کمکم کنید
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
رفتم توی گالریش و عکس دخترو دیدم اولش باور ن میکردم سریع انتقال دادم به گوشی خودم بعدش شماره ی دخترو به اسم دایی علی ثبت کرده بود زنگ زدم و دختر جواب داد البته با گوشی خودم
بله عقد کردیم ،همون شب صدا رو گذاشتم گفتم این چیه ،گفت گوشیه منو چک میکنی ،بعدش بهم گفت این خانوم 40سالشه و متاهله و توی اهواز رابطه ماهم در حد یه دوستی سادس ولی من خودم شنیدم که میگفت تو دعا کن کار من جور شه من برات یه انلگو میخرم