2777
2789
عنوان

دوست من

166 بازدید | 15 پست

چندتا رفیق داشتم که خیلی باهاشون خوب بودم و از ته قلبم دوسشون داشتم

یه نفرسون الان عروسیشع دلم نمیخواد برم ولی انکار حوصلشو ندارم

انگار دیگه دوسش ندارم چون من هر چقدر ک بهش محبت میکردم اون بی معرفت بود و انگار به زور باهام دوست بود الانم حس میکنم توی رو درباسیتی دعوتم کرده (ادعاش میشه ک صمبمی هستیم)

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

دوستام میخوام برن ارایشگاه و اینا ولی من واقعا دلم خوش نیس انگار به زورمنو دعوت کرده

بهترین کار اینه وقت بگیری بری آماده بشی با خوشحالی بری ولی صمیمیتی با طرف نداشته باش نمیگم بهترین روز زندگیشو زهر کن اما هی نچسب بهش که نه اون بدش بیاد نه تو

بهترین کار اینه وقت بگیری بری آماده بشی با خوشحالی بری ولی صمیمیتی با طرف نداشته باش نمیگم بهترین رو ...

اره منم تایم ارایشگاه با بقیه گرفتم ولی مجبوری

میدونم برم بد میگذره

عیب نداره سعی کن خوشحال باشی

مثلا برا عقدش ک رفته بودیم مامانش به اون یکی رفیقم کلی سلام احوال پرسی کرد گفت خوشحالم اومدی و اینا

به من یه سلام الکی کرد

یا اینکه به اون گفت بیاد قند بسابه (بعد رفیقم گفت اینم برات یه ور تور رو بگیره ) گفت نه به بقیه رفیقام قول دادم

درصورتی م ادعاش میشه باما دوتا صمیمی تره

مثلا برا عقدش ک رفته بودیم مامانش به اون یکی رفیقم کلی سلام احوال پرسی کرد گفت خوشحالم اومدی و اینا ...

تو رو میبینه اذیت میشه؟ اگه اینجوریه باز خودت میدونی بری یا نری آخه میگم نکنه بری روز عروسیش خوشش نیاد زیاد

تو رو میبینه اذیت میشه؟ اگه اینجوریه باز خودت میدونی بری یا نری آخه میگم نکنه بری روز عروسیش خوشش نی ...

یه همچین حسی

بعد اگه نرم خودش میگه تو بی معرفتی

واقعا دیگه دوسش ندارم ، میدونم برم قرار نیس اصلا منو ببینه

الکی تایم خودم رو هدر میدم

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز