2777
2789
سلام الی

سلام سارا فکر کردم نیستی

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خانواده شوهرتو میگی 😔 امان از این دوران

اره اصن نمیگن منم هستم دلم ب شوهرم خوش بود رفتارشم عوض نشده تو این هفته ...امشب باش حرفیدم دیدم داره حرفا اونارو میزنه روانیم کردن تهشم وسط حرف زدن گوشیو خاموش میکنه میخابه انگار ن انگار دارم باش حرف میزنم ...انگا گاوم

حتما قوم شوهر ریختن خونه ت و نمی خوان حالا حالاها برن

ن عزیزم عقدم فقط نشستن جدا شم من خون ب دلم کردن بخدا اروتر و مظلوم تره من هیچ جا فامیلشون نیس ی مشت سگ هار ریختن دور هم فقط پاچه بگیرن 

همین الان اومدم سایت پیام میدم تو خصوصی بهت

باشه 😘😘

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
واقعا مزخرفترین دوران این دوران عقد همش درگیری ودعوا ودخالت

اخه من کاریشون ندارم ولی اذیت میکنن با همه چیزشون ساختم اما دیگه نمیکشم اگه بدونید چ بلاهایی سرمون اوردن

خانوادم پشتم نیستن هی میگن اله بله چیمبله هی حمایت میکنن اونام بدتر میکنن

شوخی بود گلم البته میدونم الان شرایطت جوری نیس که طلاق بگیری فقط خواستم بگم این مشکلات خیلی هاس تو عقد منم داشتم هم کم محلی هم دعوا هم تهمت هم چی اخرم بدون هیچی راهی خونه بخت شدم اما الان خدارو شکر از زندگیم راضیم 

کاش مادر نمیزادی مرا دادگاه زندگی حکمش غم است سهم من از زندگی خیلی کم است  

الان وقت بلا سر خودت اوردن و دشمن شاد کردن نیس گلم 

اگه همسرتو دوس داری میدون رو دو دستی تقدیم نکن

اسمان فرصت پرواز بلندیست ولی...قصه این است چه اندازه کبوتر باشی....
ن عزیزم عقدم فقط نشستن جدا شم من خون ب دلم کردن بخدا اروتر و مظلوم تره من هیچ جا فامیلشون نیس ی مشت ...


تو هم بشو مثل اونا منم اوایل عروسیم خیلی مطیعشون بودم خیلی هم احترام بهشون می گذاشتم خیلی دور برداشتن تا شدم مثل اونا البته به کمک شوهرم همه شون رو نشوندم سرجاشون

و خداوند سر را آفرید که روی گردنتان باشد نه در زندگی دیگران !
بعضیا فکر میکنن هزار سال میخوان عمر کنن که اینقد پست و کثافتن،فکر آخرتشون نیستن؟؟؟

بخدا ن عقدم کاری کردن ن هیچ مناسبتی ..ن کادو تولدی هیچی با اینکه همیشه بهترینشو بی منت انجام دادم براشون...همشم میگن ما نداریم عروسی و خونه بگیریما خودتون ...ایناش ب کنار یل تهمت دزدی ب ادم میزنن یا تیکه میندازن ...ی مشت ادمیو ک خودم ادم کردم کاش ادم بودن دلم نمیسوخت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792