شوهرمو برادرش ی کاری باهم راه انداختن چند وقته ازش دزدی میشه اونا هم مجبورن نگهبانی بدن البته نگهبان داشتن وقتی دزد اومد بیرونش کردن الان کسیو ندارن خودشونن برادر شوهرم یکی از دوستاشم شریک کرده اورده الان اینا هر شب یکیشون باید نگهبانی بده شب اول شریکشون بود که شوهر من از خستگی همونجا خوابش برده بود بیدارش نکردن دیشب نوبت شوهرم بوده امشب برادرش دیشب بردارشوهرم ساعت۲اومد زنش کلی دعوا کردو قهر کرد رفت البته رفت برگردونش الان زنگ زدم شوهرم میگم مگه نمیای میگه نه ی مشکلی پیش اومده امشبم نمیام منم بچم مریض شده خیلی حالش بده به خاطر اونا منو تنها میذاره به نظرتون چطور باهاش رفتار کنم اگه اومد؟؟
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
نههه بهیچوجه دعوا نکن. اونجا کار میکنن برای شما. برای تو و بچت. فقط بذار از راه برسه، یه چیزی بخوره، اررم شه بعد ملایم بگو بهت سخت گذشته و ازش خواهش کن یکیو استخدام کنه
میگن به کسی اعتماد نداریم هیچ کس دلسوز مال کسی نیس
دقیقن شوهر منم وقتی میاد خیلی خسته و کوفته یا تا دیر وقت میمونه بهش میگم خوب کسی رو بگیرین به جای خودتون میگه نه خر شیفت باید یه نفر از صاحب کار باشه وگرنه بقیه دلسوز مال ما نیستن
شما هم سعی کن با ملایمت چرا دعوا کنی اون ک این هم سختی میده به خودش برای رفاه خانواده ش .اوایل هر کاری سختی داره شما هم همراهیش کنین با زبون نرم گله و شکایتت بگو