راحله : معنای کسی است که به راه راست هدایت شده است
🔴 سلام این حساب توسط دو کاربرخانم و آقا قابل بررسیه موقع نوشتن کلمات دقت کنین✅👈😱 آیا میدانید؟!😱 اولین موجودی که مقایسه کرد شیطان بود 👺😱 گفت خدایا این از گِله و من از آتشم و ۶ هزار سال عبادت کردم!!! توی سایت؛ تاپیک های که میگن بیاید از خوبی های شوهرتون یا بدیش بگید یا از حقوقتون، از کادوی تولد یاروز زن، عکس از زندگی یا هر تایپک سمی و حال بد کن که سبب ایجاد مقایسه میشه متنفرم و حتما تذکر میدم،چون شما فکر نمیکنید در بطن این تایپک ها، دیگرانی حسرت میخورن 😱 زندگیمونون رو تو چشم نکنیم اگه خوبی داریم نزاریم کسی حسرتش رو بخوره این حسرت برکت زندگیمون رو قطعا کم میکنه👌یکی از مصداق های شکر نعمت اینه نزاریم کسی حسرتش رو بخوره اگه هم ناراحتیم که تایپک میزنیم شوهر شماهم فلانه؟و بمهانه؟ شک نکنید بقیه هم گرفتاری دارند فقط از قدیم گفتن هیچ ماست فروشی نمیگه ماستم ترشه!! پس فکر نکنید فقط شما مشکل دارید نه شما فقط از زندگی بقیه خبر ندارید و ظاهر قضیه رو میبیند یادتون نره✅👈 هییییچ هیییچ ماست فروشی نمیگم ماستم ترشه! هیچ کس نمیاد کمبود و کسری زندگیشو لو بده ! پس چه موضوع خوب چه موضوع بد، لطفا اینقدر تایپک مقایسه نزنید درست نیست!! فکر کردن خیلی خوبه وقتی فکر میکنیم کمتر اشتباه و بهتر عمل میکنیم عیبمونم میفهمیم🛑،✅ قلم میزنیم به نیت افزایش آگاهی ✅ مرضیه کشوری یک مربی خوب برای افزایش سیاست در زندگیه،✅ دوره زندگی مومنانه هم در تنها مسیر آرامش خوبه✅ کانال ایتای تربیت جنسی فرزندان علی میریان، عالیه اینم آیدیش alimiriyan ✅، اینارو معرفی کردم چون آدمیزاد نیاز به آگاهی داره تا بتونه رشد کنه، کسی که آموزش نبینه و بشینه پشت فرمون، تصادفشم زیاد میشه! پس آموزش ببینیم 🙏✅ راستی اگه تنهایی یا میخوای آروم بشی، وضو بگیر چند دقیقه با خدا خودمونی حرف بزن،اگه امتحان نکردی طبیعیه باور نکنی چقدر موثره! بگو خدایا فلانی دلم شکست بگو کوچولو هستم توانایی حل مشکلم رو ندارم تو کمکم کن بگو فقط تویی برام، عزیزانم هم هدیه تو هستن، خیلی وقتا خطر رو ازم دور کردی که خودم نفهمیدم... بگو کمکم کن حست کنم، چرا با همه میخوایم حرف بزنیم اما از منبع آرامش دوریم؟؟ هر روز باهاش حرف بزنیم👌✅
لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒
کریستین بوبن نویسنده مورد علاقه من تو کتاب دیوانه وار میگه هنر اصلی هنر فاصله هاست. زیاد نزدیک به هم می سوزیم. زیاد دور از هم یخ می زنیم. باید جای درست را پیدا کنیم و همان جا بمانیم.برای من عجیبه ما معتقدیم به دوری و دوستی ولی اصرار به ازدواج داریم. بله فرار از تنهایی نیاز به حس امنیت و یک رابطه جنسی مستمر و سالم و در نهایت فرزند آوری هست ولی باید به این جنبه هم فکر کرد که چقدر دوست داشتن واقعی را با عادت کردن به ف*اک دادیم؟ حسابش را کردیم که چقدر استعداد خصوصا زنان به تبع ازدواج از بین رفته؟ حسابش رو کردیم که چقدر آدم مهاجرت تحصیل تو بهترین دانشگاه ها شغل در یک شرکت بین المللی و یا دنبال کردن هنر و کار مورد علاقه رو گذاشتن پای این حضور همیشگی کنار هم ؟ پس اگه زندگی شما از عشق ناب به عادت رسیده اگه ازدواج شما چیزی شبیه به توقف پروژه توسعه فردی بوده اگر برای رشد یک نفر باید جای پایش روی شانهء له شده دیگری باشد اگر فارغ از فشار خانواده و دید جامعه و قانون آدم ثروتمند و قدرتمندی بودید انتخاب شما در این لحظه دیگه همسر شما نیست باید بگم چیزی شبیه به مرگ تدریجی رو تجربه می کنید. برای دوباره عاشق شدن و عاشق موندن تلاش کنید به طول زندگی فکر نکنید مهم نیست چند روز و چند سال کنار هم هستید به عرضش فکر کنید به اینکه از لحظه لحظه ی زندگی کنار هم لذت بردید یا نه برای من خیلی عجیبه آدم ها از خیانت می ترسند اما از عادت نمی ترسند آدم مگر چند بار زندگی می کنه که بیست سی چهل سال رو با کسی بگذرونه که لاجرم باید با اون باشه دوستش نداشته باشه و مثل یک کارمند مثل یک همخانه باهاش ادامه بده.