حال درست حسابی ندارم
شب ها بیدارم
روز ها بی قرارم
چشم به در
عصبی
بی حوصله
تنهام
به در و دیوار گیر میدم
دل تنگ
خاطر های تلخ
قلب خرد شده
احساس نابود شده
پر از آرزوی بی پایان
رویاهای زیباست
پر از درد و غم ولی ساکت
خیلی حرف تو دلم دارم
خیلی سوال از خیلیا دارم
ولی مثل این چند سال بازم سکوت میکنم...