الان دو ساله با یکی رلم خانواده اون کاملا در جریانن مامانش چند ماه پیش به زور منا برد طلا فروشی گفت یکم پس انداز دارم طلا انتخاب کن تا گرون نشده بخرم سر عقد بهت بدم از اون ور پسرش تاحالا بمن یه تو نگفته همینجور پسرش برا من پول میزنه هر چی میگم نمیخوام دارم باز پول میزنه برا خودش هیچی نمیخره بعد برا من لباس میخره با اینکه باهم تعهدی نداریم سر کوچیک ترین چیز از من مشورت میگیره ولی خب من میترسم یدفعه کارای ازدواجمون نشه من شرمنده اینا بشم چون پدرم یه اخلاق خاصی داره خیلی خواهان ازدواج با آشنا هست میدونم جواب رد میده بنظرتون تمومش کنم تا بیشتر شرمنده نشدم یا بزارم بگذره هر چی خدا خاست
📍ساکن سئول 🇰🇷 دانشجوی دکتری روانشناسی🎓 عاشق کیدراما؛ خواستید بهتون معرفی میکنم 🎬 اگه داری اینو میخونی؛ میخوام بهت بگم که هیچوقت نباید امیدتو از دست بدی، توی لحظه ای که فکر میکنی به تهش رسیدی و دیگه نمیتونی ادامه بدی خدا برات یه معجزه میفرسته🌱 پس لطفا ادامه بده... چون تو قطعا میتونی به خواسته هات برسی به قول الهی قمشه ای: «آرزو دلیل بر استعداده؛ اگه استعدادشو نداشتی یا قرار بود بهش نرسی خدا هیچوقت تو سرت نمیداختش🦋»