کاش او بودم ..او که بند به بندِ وجودت انتظارش را میکشی،او بودم که میان خنده هایت لحظه ای از خیالت گذر میکند و تو را با خود میبرد،او که تا کلامی از عشق می اید او را مثال میزنی و پس از ان سکوت را پیشه میکنی ،او که هیچ یک جز او جسارت تو را از ان خود خواندن ندارند.انگاه اگر او بودم تو را هرگز رها نمیکردم
دلنوشته