والا بیشتر عملی بود یه ماژیک میداد دستم سوال میپرسید جلوش روی تخته بنویسم
میگقت مثلا فلان کتاب رو بخون
کتاب چهار میثاق رو گفت بخون
یا مثلا شوهرم نبود میگفت خودت باید با اژانس بیای
قبلا اصلا تنهایی نمیرفتم جایی
ولی الان میرم
به بهونه های مختلف میگفت برو مغازه حتی شده چیز کوچیکی بگیر
داروخونه اصلا نمیرفتم جای که شلوغ نانوایی مثلا
الان میرم
خودت خودت رو باید کمک کنی
اون ففط حرف میزنه مثلا اینکار کن اون کار کن
دیگه اگه عمل کردی بهتر میشی