یکم از حال و هوا این روزا دور باشیم حواسمون پرت شع همه مشارکت کنید لدفاااا
یکی از عادتام تو بچگی این بود ک وقتی میرفتیم تو کوچع با بچ ها بازی میکردیم من وسط بازی میومدم تو خونه آب قند درست میکردم میرفتم وسط کوچه مبخوردم (خیلی بم می چسبید 😂) هرروزم همبنکارو مبکردم 😂
یک دیگ اینکع ی بار مامانم گف برو تا در خونع همسایه ی چیز بود گف بگیر فک کنم شارژر من شلوارمو دراوردم فقط با لباس زیر بعد ی چادر نمازی سفید بلند از مامانم پوشیدم همینجور ب خودم گرفتم رفتم تا درخونع همسایه اومدم دم در ک اومدم تو چادرو باز کردم مامان دید شلوار ندارم گف اینجوری رفتی تو کوچه چ فکری کردی تو حملههه مث سگ انقد کتک زد بم 😂😂بخدا انقد اون روز گریع کردم هنوز تو خاطرم موندع🤣
یکی دیگ اینکع یادمع پیش دبستانی بودم مدرسه روبرو خونمون بود هرروز فرار مبکردم میومدم خونع 🤣😂معلما دیگ منو میشناختن میومدن دم در میکشوندن میبردن مدرسع😂😂
یکی دیگ اینکع پیش دبستانی مختلط بودیم ی پسرع تو کلاسمون بود حرف نمیزد همش برام سوال بود چرا هیچی نمیگع تو مدرسمون ی کلاس خاکی نیمه ساز بود بردمش اونجا گفتم بیا کارت دارم این همچنان لال اومد اونجا دستشو گاز گرفتم گفتم چرا حرف نمیزنی تو؟ بگو ببینم زبون داری اصن یا نداری حرف بزن زود حرف بزن تا ولت کنم 🤣🤣🤣🤣🤣شرو کرد حرف زدن دیدم عه لال نیس ولش کردم😂😂😂🤝🤝🤝
حالا اگ خود مامان بودم میومدم این تاپیک میزدم نی نی سایتی هامیگفتن نمیخام ناراحتت کنم ولی بچتو ببر تراپیست نرمال نیست😂😂😂😂😂