2777
2789
عنوان

سمی ترین کارایی ک تو بچگی کردید چی بوده که خندتون میگیرع🤣🤣

| مشاهده متن کامل بحث + 294079 بازدید | 1259 پست

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

بچه بودم. مامانم عادت داشت دو تا شیشه روغن، حالا چه زیتون چه سرخ کردنی توی کابینت نگه داره. سه سالم ...

کم بود به نظر باید به مدت ۳ ساعت میزاشت ات سر کوچه شوخی می کنم ولی خیلی نفهمی بچه ها رو مخمه کل زندگیم نابود کرده دخترم تهش یه لبخند میزنه واقعا خودمو کنترل می کنم که نزم وقبلا فکر می کردم کار بچه مردم بامزه است الان فهمیدم اصلا بامزه نیست

موهامو چتری کردم شبیه قارچ جنگلی شدم که رعد و برق زده .🤣.

جلو آینه با دوستم مثلن حرف میزدم و گاهی دعوامونم میشد قهر میکردم.


با گچ رو در اتاق معلم بازی میکردم و خونرو پر از گچ میکردم.


به مورچه ها غذا میدادم ... لباسم رو میزدم کنار عروسکم رو میچسبوندم به سینم که شیر بخوره 😂😂😂یه با ...

😂😂فقط اونجا ک مجسمه شدی

ملومه خیلی بلا بودی

اینجور مواقع اونا هم گول میخورن ساده ن دوستت چیکا کرد؟😂😂😂

موهامو چتری کردم شبیه قارچ جنگلی شدم که رعد و برق زده .🤣.جلو آینه با دوستم مثلن حرف میزدم و گاهی دع ...

وای من اون گچ بازی هم خاطره دارم خیلی کیف میداد😍

همیشع ارزوم بود مستخدم مدرسع بم گچ بدع ببرم خونع بازی😂

اونم میدونس من دوس دارم بضی وقتا ی حالی بم میداد چن تا گچ میدا😂😂😂

قالب کره رو میگرفتم همینطوری گاااز میزدم مامانم میدید میفتاد دنبالم دیگه منم میرفتم تو کمد قایم میشدم کره میخوردم

یکی هم اینکه مطمئن بودم بالاخره با تمرین کردن میتونم پرواز کنم خونمون اپارتمانی بود توی راه پله ها ساعت ها تمرین میکردم از بالا میپریدم و بال بال میزدم!!!

نا امید از تمام دارو ها...نا امید از دعای هر ساعت...چشمم اما خلاف پاهایم ،رو به دروازه ی خراسان است!
چقدر گناه داشتن عروس دومادای قدیم،حالا داییم برای عروسی میخواست عروسو از آرایشگاه بیاره من اونجا ۷ س ...

پس چقدر زنداییت دوستت داره😂😂

استارتر عزیزی ک از ما نظر میخوای حداقل ی لایکی چیزی نشون بده نظرمون رو خوندی😐😐😐😐😐

بچه بودم کلاس سوم ما رو میبردن برا نماز تو نمازخونه من همیشه برا معلمم جا میگرفتم بعد یه بار دیر اومد وسط نماز سرمو چرخوندم دنبالش بگردم که ناظم مون با خط کش یا شایدم کتاب یا دستش نمیدونم محکم زد تو سرم جوری که وسط نماز داشتم گریه میکردم تا اخرش☹️.

آخه بچه 10 ساله چی میفهمه زن😑

🌱

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز