منم بابام ساعت ۱۱ شب بود رفته خونه پدر بزرگ و مادر بزرگم البته اونا خونه نبودن بعد حس کرد یه چیزی تو اتاقه رفت دید هیچی نیست بعدش رفت یه اتاقا دیگه یکهو چراغ اتاق خاموش شد بعد بابام میره تو حال بعد دقیقا کنارش لوستر از بالا میفته پایین اگه یکم اون ور تر بود خورده بود به سر بابام