2777
2789
عنوان

چالش تخیل🧠

72 بازدید | 19 پست

چالش اینطوریه که من یه چیزی میگم و شما ادامه ش بدید مهم نیست چند خط باشه


12 شب بود که بارون شدیدی شروع به باریدن کرد در حال مشاهده منظره بودم که.....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

پسرکی تنها را از پشت پنجره دیدم بدون چهره جوری که تنها پیراهن قرمزش بود که رنگی به این منظره خاکستری ...

کنجکاو شدم و کمی ترسیدم رفتم که بارونی و چترم را بردارم تا بببینم انجا چه میخواهد

کنجکاو شدم و کمی ترسیدم رفتم که بارونی و چترم را بردارم تا بببینم انجا چه میخواهد

نزدیک شدم اما چهره نداشت بدون دهان و چشم و دماغ اما گویی مرا میدید به چپ راست میدوید و گویی همراهی مرا طلب می کرد

در ان لحظه صدایی در قلبم گفت ک با او همراه شو

پشت سر او راه افتادم ولی گویی پسرک نیز نمیدانست کجا می رود همه چیز بر اساس غریزه بود گاهی چپ میرفت و گاهی راست یک لحظه میپرید و چند لحظه ای می نشست

حتی تنه درختان هم سیاه بود و تنهای صدای به گوش رسیده صدای خش خش برگ های خشک و سیاهی بود که زیر گام هایمان له میشد

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2837

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سن فرهنگیان

leyla_2000 | 11 ثانیه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز