2777
2789
عنوان

چالش تخیل🧠

| مشاهده متن کامل بحث + 66 بازدید | 19 پست
پشت سر او راه افتادم ولی گویی پسرک نیز نمیدانست کجا می رود همه چیز بر اساس غریزه بود گاهی چپ میرفت و ...

چترم را رها کردم و با رقص پسرک همراه شدم گویی پسرک چیزی را درونم ازاد میکرد اما نمی دانم چه بی پروا شده بودم به باران اجازه دادم ک مرا نوازش کند

چترم را رها کردم و با رقص پسرک همراه شدم گویی پسرک چیزی را درونم ازاد میکرد اما نمی دانم چه بی پروا ...

با نوازش باران آسمان غم گرفته را نگاه کردم و شروع به رقصیدن کردم گویی اکنون من هم به ناجی ای تبدیل شدم که بر اساس غریزه حرکت می کند.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

با نوازش باران آسمان غم گرفته را نگاه کردم و شروع به رقصیدن کردم گویی اکنون من هم به ناجی ای تبدیل ش ...

اشک هایم با باران امیخته شده بودند اشک هایم چرا مرا رها نمی کنید؟ مگر نمی بینید چیزی مرا فرا می خواند

اشک هایم با باران امیخته شده بودند اشک هایم چرا مرا رها نمی کنید؟ مگر نمی بینید چیزی مرا فرا می خوا ...

در همین تلاش برای رهایی از اشک بودم که خود را رو به رو ی پسرک دیدم بی حرکت ایستاده بود و اکنون او منتظر حرکت من بود تا به دنبالم بیاید اما در این محیط سرد و سیاه به کدام سمت بروم؟

در همین تلاش برای رهایی از اشک بودم که خود را رو به رو ی پسرک دیدم بی حرکت ایستاده بود و اکنون او من ...

در این فکر بودم که صدایی شنیدم یک اهنگ غمگین ک قلبم را نوازش میکرد ....

تا ماه شب افروزم پشت این پرده ها نهان است
باران دیده ام همدم شبم یار آنچنان استლ❧
جان میلرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگردد
ماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمان استლ❧
ای باران ای باران از غصهام آگاهی
بزن نم به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهاییლ

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز