بچه ها من ۲۴ سالمه. ادمای زیادی ام تو زندگیم بودن. ولی هیچ وقت نتونستم عشقو اونجوری که دلم میخواسته تجربه کنم. پسرایی تو زندگیم بودن که خیلی دوستم داشتن و برام تلاش کردن اما من تو زندگیم از یکی دو نفر خوشم اومد که اونا منو نخواستن. برای همین خیلی قلبم شکسته و ناراحتم که چرا هیچوقت اون کسایی که میخواستم نشدن. اینم بگم اون دو نفری ک خودم خوشم اومده بود ازشون از اون پسرهایی بودن که چشم همه دخترا دنبالشونه ، یکیشون دوستم بود و پسر خوبی از اب در نیومد. یکی دیگه هم تازگیا بهش اعتراف کردم یک روز باهام بود و خوب بود بعد شروع کرد به بازی در اوردن دیر زنگ میزد ک من بهش گفتم چرا اینجوری میکنی؟ بعد گفت اره من پسر موندنی نیستم کلا بعد دوبارع حرفشو عوض کرد گفت تو عجولی و زمان نمیدی ، که در نهایت تصمیم این شد صرفا مثل دوتا دوست کنار هم باشیم. اینم بگم این پسر فاصلش از من خیلی دوره تقریبا ۱۵ ساعت و من تو مسافرت باهاش اشنا شدم و خودمم بهش گفتم ک ازش خوشم اومده، از طرفی فکر میکنم دوست دختر داشته باشه چون محاله پسر به اون جذابی سینگل باشه علی الخصوص ک لوازم ارایشی داره. بعد دیروز باهام خیلی خوب ومهربون صحبت کرد و گفت شب بهت زنگ میزنم اگرم نشد بهت پیام میدم و هنوز که هنوز چیزی نگفته! من میدونم ما صرفا دوستیم ولی این اذیتم میکنه که چرا هیچ ارزشی واسه حرفی که خودش زده قائل نشد و از طرفیم احساس میکنم من ادم بی ارزشی ام با اینکه هیچ مشکلی تو خودم پیدا نمیکنم ولی وقتی بهم بی توجهی میشه حالم بد میشه گریه میکنم و حالم بد میشه
واقعا کلافممم چیکار کنم🥲🥲🥲🥲