شوهر من ی اخلاقی داره ک همه چیز رو میخاد خودش درست کنه اصلا از خانوادش درخاست نکنه
از بچگی هم کار کرده پول پس انداز کرده سکه خریده گذاشته کنار
قبل عقد بهم گفته بود ک من اینقد دارم
الان سر ی مشکلی ک برای خانوادش افتاده
کل سکه هایی ک جمع کرده
دو دستی گذاشته برای فروش دادن ب خانوادش
من خودم فهمیدم چندبار ازش پرسیدم تا خودش برام بگه ولی متاسفانه شروع کرد به پیچوندن و دورغ گفتن
اخرشم گفت اصلا من طلایی ندارم
اونا همش برای مادرم هست
من رو راست و مستقیم بیام بگم بهش ک میدونم یا چیکار کنم هر دفعه اینقد حرفاشو بالا و پایین نزنه