احساس میکنم کل خانواده بر علیم شدن
از وقتی که بچه بودم با خواهر وسطیم مشکل داشتیم باهم تا الان که بزرگ شدیم
مامانم همیشه طرف اونو میگرفت و میشه گفت من واقعا بی پناه بودم همیشه با من دعوا میشد
این بحثهای کوچیک کوچیک الان از من یه آدمی ساخته که از درون پر از خشمم از خواهرم و مادرم متنفرم علاوه بر اونا پدرم هم همیشه پشت خواهرم رو میگیره و با من به شدت دعوا میکنه
واقعا تحمل سخت شده برام به جرعت میتونم بگم که واقعا واقعا تنهام و هیچکسو کنارم ندارم
پسریم که دوسش دارم و البته اونم دوستم داره از ترس مادرش پا جلو نمیزاره چون مادرش میخواد فامیلای خودشو به پسره بچپونه
الان واقعا نیاز به محبت اون دارم ولی نیستش و تنها و بی پناه بودنم قلبم و به درد میاره این حجم از قوی بودن واقعا خوب نیست من خسته شدم دلم میخواد یه نفر کنارم باشه حواسش بهم باشه نزاره کسی ناراحتم کنه