2777
2789
عنوان

خانواده

103 بازدید | 6 پست

سلام من خوابگاهیم تو یه شهر دیگه بعد دو هفته اومدم خونه. اومدم خونه مامانم بهم شک کرده بود تا اینکه امروز گفت چرا لباس یغه اسکی پوشیدی لباستو در بیار ببینم

، چند روز قبل پیش دوست پسرم بودم و گردنم یکم کبودی داشت ، ولی امروز که مامانم بهم این حرفو زد کبودیا رفته بود. بعد که مامانم دید چیزی نیست خواست یه جور جمع کنه حرفشو بهم گفت من فکر کردم تو رفتی بدون اجازه من تتو زدی برا همین بهت گفتم لباستو در بیار

حالاهم از صبح باهام حرف نمیزنه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز