من خیلی ناراحتم لطفا آرامش بدیین فقط
من مادرم فوت شده متاسفانه بیشتر تایم با مادرشوهرم زن خوبیه با محبت اما تیکه یهو میندازه بهت که گند می نه به مهربونی هایی که کرده بهت
اینا به کنار من باردارم بارداری قبلیم هم بخاطر ایست قلب جنین کورتاژ شدم خودم رفتم بیمارستان انجام دادم اومدم بعدش بهشون گفتم الان باردارم از ماه شش این زن شروع کرد تو شش ماه میرایی مثل عموش میشه نه یبار نه دوبار هیچی نمیگفتم بهش خونه گریه میکردم رفتم تو هفت ماه شروع کرد تو میزایی هفت ماه باز هفت تموم شد راجب هشت الآنم که بعد مدت ها زنگ زد چند بار به خودم وشوهرم که نهار بیاد خیلی وقت بود نمیرفتم بخاطر اعصابم گفتم باشه رفتم همین که لباسم در آوردم 😨 واییییییی شکمت اومده پایین تو امشب یا فردا زایمان میکنی بهش گفتم خدا نکنه هنوز زوده میگه نه بابا اینا شکمت پاییینه غذا که زهر مار شد به گلوم الآنم هرکار میکنم استرس انداخته به جونم 🥺 هی میگم توکل به خدا استرس الکی نداشته باش اما انگار قلبم نمیفهمه