اولین یلداییمه.چون راه دور فقط شوهرم میخواست بیاد ک شبم بمونه .باباش میوه خرید داد بیاره.مادرشوهر عنترم مثل اینکه گفت چرا میخواد میوه ببره اونا میوهاشونو کنده بودن بما ندادن.اینو من پشت خط بودم شنیدم.منم روانی شدم.زنگ زدم پدرشوهرم گفتم مگه ما نخوردایم.اصن کی گفت میوه بدین ک مامان این حرفو میزنه.خلاصه دعوا شد.شما جای من بودین چیکار میکردین؟اولین توهینش نیست.سر این یکی دیگه طاقت نیاوردم .زنگ زدم بفهمن من خر نیستم هرچی بارم کنن.با شوهرمم دعوا کردم.فردا نمیاد خونمون.چقد عقد دوران عنیه